تبليغاتX
پیام سروش
 

استاد ابوالحسن صباپنجاه سال از مرگ "ابوالحسن صبا" آموزگار بزرگ موسیقی ایران می گذرد. او هنرمندی چند سویه بود و در همه حوزه های موسیقی ملی، دست و اندیشه او را در کار می بینیم. تقریبا همه سازهای سنتی را با مهارت می نواخت، می شناخت و می آموزاند و حتی آن ها را می ساخت.

توانایی های هنری او ولی از قلمرو گسترده موسیقی نیز فراتر می رفت. شعر می سرود نقاشی و منبت کاری می کرد و خط خوشی داشت. اینها امتیازاتی است که معمولا در یک هنرمند، جمع نمی شود. با این همه والاترین نقش او را باید در حوزه آموزش موسیقی و فراگیرساختن آن جستجو کرد. در سالهای پایانی زندگی، در برنامه ای رادیویی از او از شمار شاگردانش پرسیده بودند، پاسخ داده بود که اگرچه آماری دقیق در دست ندارد ولی می داند که "ردیف" هایی که برای آموزش ویولن نوشته و هر کدام در سه هزار نسخه انتشار یافته، نایاب شده است. و بعد افزوده بود که فراموش نکنید که خیلی ها هم شاگرد شاگردان من بوده اند.

به بیان دیگر می توان گفت همه آنان که در شصت هفتاد سال گذشته به آموختن ویولن پرداخته اند مستفیم یا غیر مستقیم شاگرد صبا بوده اند. از آن گذشته چون صبا برای سازهای دیگر از جمله سنتور و سه تار نیز "دستور و ردیف" نوشته است، می توانیم بسیاری از سنتور نوازان و سه تار نوازان دهه های گذشته را نیز از شاگردان او به شمار آوریم.

زندگی و کار


ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهل فرهنگ زاده شد. پدرش "کمال السلطنه" فرزند صدرالحکما و نوه محمود خان صبا معروف به ملک الشعرا که خود دستی در نواختن سه تار داشت، فرزند را با جذبه های موسیقی آشنا کرد. سپس او را به دست "میرزا عبدالله" و شاگرد برجسته اش "درویش خان" سپرد. صبای نوجوان، همزمان با فراگیری سه تار از این دو استاد زمانه، سنتور را نزد "علی اکبرخان شاهی" و تنبک را نیز نزد "حاجی خان ضربی" آموخت و بیش از 12 سال نداشت که در کلاس کمانچه کش معروف، "حسین خان اسماعیل زاده" نواختن کمانچه را فرا گرفت. ولی شور و شوق فراگیری گوئی پایانی نداشت.

صبای نوجوان، چشمش در پی ویولن بود که تاره به ایران آمده بود و کمانچه کش ها آن را به شیوه ساز خود می نواختند. صبا ویولن را با "اسماعیل زاده" آغاز کرد ولی برای آن که شیوه درست نواختن آن را فرا گیرد به کلاس "حسین خان هنگ آفرین" رفت که از شاگردان موسیقی دارالفنون بود. صبا با دریافت متفاوت این دو شیوه ویولن نوازی به این اندیشه رسید که باید شیوه تازه سازگاری برای ویولن ایرانی ابتکار کرد و همین کار را نیز کرد که از آن خواهیم گفت.

به این ترتیب "ابوالحسن خان" پیش از آن که صبا بشود با همه ریزه کاری های موسیقی سنتی و با همه سازهای رایج زمان آشنا شده بود. آنچه کم داشت آگاهی علمی بود. خوشبختانه مدرسه نو بنیاد وزیری می توانست این کمبود را جبران کند. صبا بیست و یک ساله بود که وارد مدرسه وزیری شد و نت خوانی و نت نویسی و تئوری موسیقی را فرا گرفت و نیز مهارت های فنی در ویولن نوازی ایرانی به دست آورد. پیشرفت صبا تا آن جا بود که به زودی خود هنرآموز مدرسه شد.

صبا در سال 1308 از سوی وزیری به مدیریت مدرسه "صنایع ظریفه" در رشت برگزیده شد و دو سه سال پرباری را در شمال ایران گذرانید. او توانست شماری از آهنگ ها و ترانه های بومی منطقه را به ثبت و ضبط درآورد و بعضی از آنها را در ردیف های بومی خود جای دهد.

شرفشاهی، کوهستانی، زرد ملیجه، امیری، شوشتری، در قفس و رقص قاسم آبادی از جمله این گونه نغمه ها و ترانه های بومی است که به یاری تنظیم های درخشان صبا در ردیف های او جای ثابت پیدا کرده و بر غنای کمی و کیفی ردیف موسیقی سنتی افزوده و شور و نشاطی در آن دمیده است.

نا گفته نماند که صبا برای تزریق هر چه بیشتر شور و نشاط به ساخت قطعات ضربی چون چهار مضراب و رنگ نیز پرداخته و آنها را نیز در ردیف های خود آورده است. اجرای این قطعات دشوار است و مهارت کامل نوازنده را می طلبد. به نظر می رسد صبا با آفرینش این گونه قطعات (مثلا زنگ شتر) می خواسته شاگردان خود را نیز به مرز مهارت برساند.

پس از بنیاد نخستین فرستنده رادیویی در ایران، صبا نیز به جمع هنرمندان این سازمان پیوست، و به تکنوازی ویولن و همنوازی با ارکسترهای کوچک و بزرگ پرداخت. از سال 1323 به عضویت هنرهای زیبای کشور - وزارت فرهنگ و هنر بعدی- درآمد و رهبری یکی از ارکستر های ششگانه آن سازمان را به عهده گرفت.

این ارکستر پس از مرگ صبا، نام او را بر خود نهاد. صبا چند سفری نیز برای ضبط صفحه از نواخته های خود به بیرون از ایران سفر کرده است. او سرانجام در بیست و نهم آذر ماه سال 1336به سبب شدت گرفتن بیماری قلبی درسن 55 سالگی چشم از جهان فرو پوشید.

ویولن ایرانی


گفتیم که صبا خود در آغاز ویولن را به شیوه کمانچه آموخت ولی آشنایی های عمیق بعدی اش با ساختار این ساز او را به این اندیشه برد که راه و روش تازه ای برای آن ابتکار کند تا بتواند مستقل از کمانچه توانایی های فنی خود را در خدمت موسیقی ملی بگذارد. او در ردیف های خود با ابداع نشانه های خاص اجرای همه ظرایف موسیقی سنتی از جمله تکیه ها، تحریرها، کشش ها و مالش ها را امکان پذیر ساخته و آرشه کشی ها را به گونه ای از کار درآورده که یکی از وجوه تمیز ویولن از کمانچه شده است.

ویولن صبا دیگر نه بیگانه مغرب زمین است و نه همزاد کمانچه شرقی. ویولن او شناسنامه ایرانی گرفته و به تابعیت فرهنگ موسیقی ملی ایران درآمده است. صبا با دقت در حفظ ظرائف و ریزه کاری های موسیقی سنتی، زبان هنر سنت گرایان مخالف حضور ویولن را می بست و بر این نظر منطقی صحه می گذاشت که ساز، وسیله است نه هدف. شیوه به کار گیری وسیله است که اهمیت پیدا می کند. به جرئت می توان گفت که برخی از نواخته های ویولن صبا بیش از نواخته های استادان دیگر بر روی سازهای سنتی جانمایه ایرانی دارد. او به راستی به کمال هنری دست یافته و تارمانه ما در ویولن نوازی یکتا مانده است.

نکته مهم دیگری را نیز باید گفت. تدوین و نگارش دستور و ردیف برای آموزش موسیقی بزرگ ترین خدمتی است که صبا به جامعه موسیقی ایران کرده است. او با این کار آموزش را از شکل "دیمی" خود به در آورد. آموزش شفاهی سینه یه سینه با از میان رفتن استادان برجسته سنتی رفته رفته به بن بست می رسید و یا دست کم از دقت و امانت آن کاسته می شد. پذیرش الفبای موسیقی و به کارگیری آن برای ثبت و ضبط آنچه هنوز در سینه ها مانده، میراث سنتی را از گزند زمانه در امان نگاه داشته است و آن را بی هیچ کم و زیاد به نسل های بعدی انتقال می دهد.

صبا در تدوین ردیف های موسیقی سنتی زیر تاثیر آموزه های مکتب وزیری به پیرایش آنها نیز پرداخته است. گوشه ها و نغمه های مهم و اصلی آواز ها را برگزیده و مشابهات کوتاه و غیر اصلی آنها را به کناری نهاده و در نتیجه با کم کردن از حجم ردیف و وزن شاخ و برگ های اضافی گلچینی شسته و رفته فراهم آورده است.

حرف های صبا


دیدگاه فرهنگی هنری صبا کمابیش همان دیدگاه مکتب وزیری است. او نیز در برابر موسیقی سنتی منطقی، معتدل و واقع گرا بود. نه چون غربزدگان زمانی ارزش های جوهری موسیقی سنتی را انکار می کرد و نه چون سنت گرایان افراطی آن را برتر از موسیقی بین المللی به شمار می آورد. ارزش موسیقی را در ذات زیبای آن می جست و نه در تابعیت شرقی یا غربی آن.

صبا در برابر سنت گرایانی که نوآوران را متهم می ساختند که می خواهند همه میراث سنتی را به دور بریزند گفته است:" ... موسیقی ایرانی ساخته روح و محیط و تاثرات و عواطف فراوان است. چیزی نیست که به دور ریخته شود. .. فقط برای آنکه احتیاجات امروز را کفایت کند باید در قالب علمی برخته شود."

از سوی دیگر در برابر آن گروه از آهنگسازان که از فرنگ برگشته که بدون شناخت درست از موسیقی ملی آن را خوار می شمردند جبهه می گرفت: " من از آقایان تحصیل کرده سوال می کنم آیا با مطالعه چند کتاب موسیقی اروپایی و یک نظر اجمالی به موسیقی ایرانی می توان در زمینه موسیقی ملی آهنگسازی کرد؟ برای شناخت موسیقی ایرانی و تحقیق در باره آن برای کسی که موسیقی بین المللی را بداند لااقل پنج شش سال وقت لازم است."

صبا در نظرات خود نوعی بررسی اجتماعی از موسیقی سنتی ایران نیز به دست داده و درباره غمگین بودن مایه های ایرانی گفته است: " اگر موسیقی نشاط انگیز تهیه شود که ریشه آن از موسیقی ایرانی آب بخورد چگونه می توان آن را ایرانی نامید. روحیه ایرانی مغموم بوده و هنوز هم هست. این مغمومیت در همه شئون و همه اشعار و موسیقی ما نهفته است. پس اگر بخواهیم موسیقی نشاط آور داشته باشیم اول باید در درون قلب خود ایجاد بشاشت و نشاط بنماییم (ساختگی خیر!) طبعا موسیقی ما هم که تراوشات روحی ماست نشاط آور خواهد شد."

پنجاه سال پس از مرگ صبا آموزه های مکتب او به همت والای شاگردان برجسته ای که پرورش داده همچنان بارآور باقی مانده است. مهدی خالدی، همایون خرم، فرامرز پایور، علی تجویدی، رحمت الله بدیعی و پرویز یاحقی از جمله دست پروردگان صبا هستند که هر یک در فراگیر ساختن مکتب او نقشی مهم ایفا کرده اند. آموزه های فراگیر شده صبا نام او را برای همیشه در جامعه موسیقی ایران زنده نگاه می دارد.

"شهریار" یار دیرین صبا، در سوگ او سروده است:

"عمر دنیا به سر آمد که صبا می میرد
ورنه آتشکده عشق کجا می میرد؟

شهریارانه صبا مرده خدا را بس کن
آن که شد زنده جاوید کجا می میرد؟"


منبع : بی‌بی‌سی فارسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 16:53  توسط سروش  | 

محمد رضا لطفی

 

كنسرت گروه‌های شيدا، به‌سرپرستی و آهنگ‌سازی محمدرضا لطفی، ارديبهشت ماه سال آينده در تهران برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، قرار است سه گروه شيدا در اين كنسرت به اجرای برنامه بپردازند كه هر كدام به‌ صورت مستقل توسط اين نوازنده ی چيره‌دست تار و سه‌تار سرپرستی می‌شوند.

گروه بزرگ شيدا با آثار جديدی از محمدرضا لطفی به‌صحنه می‌روند و گروه سازی شيدا هم با آثار از موسيقيدانان دوران قاجار.

هم‌چنين گروه سازی شيدای بانوان هم با اجرای آثار جديدی از لطفی، هنرشان را عرضه می‌كنند.

گروه‌های سه‌گانه شيدا تاكنون هفت ماه است كه به‌طور مستمر زير نظر محمدرضا لطفی، تمرين می‌كنند و ارديبهشت ماه 87 پس از يك سال تمرين، برنامه خود را در تهران اجرا خواهند كرد.

هرچند كه لطفی همه ی گروه‌هايش را خود سرپرستی نمی‌كند، اما تاكيد دارد كه وظيفه ی آموزش و نظارت برعهده‌ دارد. شرايط اين گروه‌ها هم به‌گونه‌ای است كه نوازندگان نمی‌توانند در گروه ديگری بنوازند.

محمدرضا لطفي كه در آستانه‌ی 60 سالگی‌اش به ايران بازگشت، مکتب‌خانه‌ی ميرزا عبدالله و موسسه‌ی آوای شيدا را برای آموزش و اجرای موسيقی احيا كرده است.

مكان اجرا و تاريخ دقيق اجرای برنامه ی گروه‌های شيدا تاكنون اعلام نشده است.

اصل خبر از ایسنا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 13:25  توسط سروش  | 

نورعلی برومند : ردیف مظهر اصلی و قلب موسیقی ایرانی است.

ملودی‌های موسیقی ایرانی از اواسط قرن سیزدهم هجری شمسی تحت عنوان ردیف نظم و ترتیب یافتند. بدون شک قبل از این زمان نیز هر موسیقی‌دانی مجموعه‌ای از ملودی‌ها را به خاطر داشت که برای تدریس و اجرا استفاده می‌کرد. ولی ما به درستی نمی‌دانیم چرا در آن زمان موسیقی‌دانان ایده‌ی ردیف را مطرح کردند. شاید این ایده بیشتر در ربط با تدریس موسیقی، که در آن زمان رونق گرفته بود، شکل گرفت. شاید هم به قول برونو نِتِل (موسیقی‌دان آمریکایی) ایده رپرتوار موسیقی در نتیجه تماس و آشنایی ایرانیان با موسیقی‌دانان و موسیقی غربی شکل گرفته است. از زمانی که قاجارها پایتخت را به تهران انتقال دادند، به ویژه در زمان ناصرالدین شاه ، هنرمندان مورد تشویق و حمایت قرار گرفتند و موسیقی دانان برجسته از شهرهای مختلف به تهران مهاجرت کردند و در فضای نسبتاً آزاد و مناسبی که برای موسیقی به وجود آمده بود به نشو و نما پرداختند. آنها اغلب در محافل اهل هنر شرکت می‌کردند و در این محافل غالباً رقابت دوستانه‌ای بین موسیقی‌دانان برقرار بود و موقعیتی مناسب برای تبادل اطلاعات در باب موسیقی و ملودی‌هایی که می‌دانستند فراهم می‌آمد.

قدیمی‌ترین ردیف‌هایی را که می‌شناسیم ردیف‌های دو استاد بزرگ موسیقی ایرانی میرزا‌عبدالله و آقا‌حسینقلی است. این دو برادر تمام مدت عمر خود را با اعتقاد و پشتکاری بی‌نظیر به تدریس ردیف‌هایشان گذراندند و بهترین موسیقی‌دانان نسل بعد از خود را تربیت کردند.

روش تعلیم آنها بر این اساس بود که شاگردان می‌بایستی تمام ملودی‌ها را حفظ کنند. بنابر این مجموعه‌ی انتظام یافته‌ی این ملودی ها که ردیف نامیده شد، موجز و مختصر و در نتیجه ، فشرده از کار درآمد. در این دوره –در آموزش ردیف – موسیقی‌دانان بیشتر به حفظ و ادای مطلب توجه می‌کردند تا گسترش و بهره‌برداری از امکانات موسیقایی آن. مجموعه ای که هر استاد برای تعلیم به شاگردانش ترتیب می‌داد به نام ردیف آن استاد شناخته می‌شد.

در ردیف استاد سه تار، میرزاعبدالله (1297-1222هـ.ش) حدود 250 قطعه (گوشه) در هفت مجموعه بزرگ (دستگاه) و پنج مجموعه کوچکتر و ساده تر(آواز) تنظیم شده است. این نظم و ترتیب در تمام ردیف‌های بعدی نیز یکسان است، اما تعداد گوشه‌ها و نامگذاری آنها کم و بیش ممکن است متفاوت باشد. برای مثال استاد آواز قرن حاضر ، محمود کریمی ، ردیفی را با 145 گوشه با یادگار گذاشته که به نظر می رسد تا کنون بیشترین تعداد گوشه در هر ردیف آوازی است.

علت فزونی گوشه‌ها در ردیف تار و سه تار نسبت به آواز، آن است که ردیف تار و سه تار علاوه بر دارا بودن تمام گوشه‌های آوازی ، گوشه‌هایی مختص به ساز نیز دارد مانند چهارمضراب‌ها، رنگ‌ها ، گوشه‌هایی مانند بسته‌نگار ، مجلس‌افروز و...

منبع : نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی، داریوش طلایی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 15:40  توسط سروش  | 

محمدرضا شجریانرهبر اركستر موسيقي ملي در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس در خصوص انتشار آثاري كه شجريان و خوانندگان ديگر با اركستر ملي خوانده‌اند،گفت: متأسفانه انتشار آنها دست من نيست و بايد از طرف دفتر موسيقي و انجمن موسيقي در اين خصوص اقدامي صورت گيرد.
وي افزود:من براي انتشار آنها درخواست كرد‌ه‌ام اما ترتيب اثر داده نشده است.
اين آهنگساز ادامه داد:از سال 77 تا كنون كه اركستر وارد دهمين سال فعاليت خودش شده، نزديك به 200 قطعه با صداي شجريان و ديگر خوانندگان ضبط شده كه هيچ كدام تا كنون در قالب آلبوم موسيقي منتشر نشده‌اند.
فخرالديني در خصوص اجراي اركستر ملي در جشنواره بيست و سوم موسيقي فجر اظهار داشت: برنامه ما در جشنواره شامل قطعاتي از موسيقي ايراني و آذربايجاني خواهد بود كه سالار عقيلي و رشيد وطن دوست ما را در اين كنسرت همراهي خواهند كرد.

اصل خبر از فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 14:31  توسط سروش  | 

نامزد های جایزه گرمی(Grammy) اعلام شد . اما در این لیست نام هیچ یک آثار ارسالی از ایران به چشم نمی خورد. این در حالی است که شهرام ناظری اثر "سمفونی رومی" به آهنگسازی حافظ ناظری را برای شرکت در گرمی ارسال کرده بود.

گفتنی است که سال گذشته "به تماشای آبهای سپید" یا "Endless Vision" اثر حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان نامزد دریافت جایزه گرمی بود ، ولی موفق به دریافت جایزه در هیچ یک از بخش ها نشد.

جایزه گرمی از بزرگترین جوایز موسیقی است و اسکار موسیقی محسوب می شود.

"به تماشای آبهای سپید" اثر حسین علیزاده

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 13:37  توسط سروش  | 

استاد علی اکبر شهنازی

علی اکبر شهنازی(1362-1276)، فرزند حسینقلی فراهانی، نوازنده تار در تهران به دنیا آمد. از چهارده سالگی به ضبط صفحه به همراه پدرش مبادرت ورزید. وی از نوازندگانی است که در تار نوازی ایران سبک و روش خاص خود را دارد و راوی شیوه و سبک پدرش بود. شهنازی کلاس آموزش تار را در تهران دایر کرد که در آن شاگردان زیادی تربیت کرد.

 از شاگردان وی می توان به این افراد اشاره کرد: محمد رضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش طلایی، داریوش پیرنیاکان، رضا وهدانی، محسن نفر، حبیب اله صالحی و... وی صفحات زیادی را در ایران و خارج از ایران ضبط کرده است و همچنین در رادیو و تلویزیون ایران برنامه های زیادی را اجرا کرده بود. ردیف سازی وی که به گفته خودش به ردیف دوره عالی شهرت دارد، از دریافت های شخصی وی از ردیف سازی حسینقلی فراهانی است که با ترتیبی خاص و ساخت قطعات سازی از وی به جا مانده است.
 

منبع : درویش خان

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 0:6  توسط سروش  | 

کنسرت گروه عارف

کنسرت گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان و آواز حمید‌رضا نوربخش با عنوان "ققنوس" شب گذشته(۰۶/۰۹/۱۳۸۶) در تالار بزرگ کشور برگزار شد.

در این کنسرت، گروه شانزده نفره عارف بر روی صحنه ای که با 16 سرو در پشت سر نوازندگان طراحی شده بود(طرح عباس کیارستمی)، به اجرای قطعاتی از ساخته های مشکاتیان پرداختند.

 پیش‌درآمد ابوعطا، چهار مضراب خسرو شیرین ،چهار مضراب حجاز و تصانیف شکر و شکایت و گون با استفاده از اشعار سایه،حافظ و شفیعی کدکنی از جمله قطعات بخش نخست برنامه در دستگاه شور بود که با تکنوازی بسیار خوب و تکنیکی بهداد بابایی همراه شد.

 قسمت دوم کنسرت با تکنوازی تنبک "نوید افقه" آغاز شد که با توجه به تکنیک و توانایی بالای این نوازنده تنبک ،شروع خوبی برای قطعه ضربی تصنیف بهارا (با شعر سایه) به شمار می رفت.

پس از تصنیف بهارا،قطعه چهار مضراب بیات زند، ساز و آواز، تصنیف کجائید(با شعری از علی‌اکبر دهخدا)تصنیف پنهان چودل با شعری از مولانا و تصنیف ققنوس اجرا شد.

تشویق های گرم و طولانی حاضران اعضای گروه را دوباره به روی صحنه بازکشاند تا آنها سرود ملی ای ایران (ساخته روح الله خالقی) را به همراهی و همخوانی مخاطبان ایستاده اجرا کنند.

اصل خبر از مهر

در همین زمینه :

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 14:37  توسط سروش  | 

ردیف آوازی استاد عبدالله دوامی یکی از معتبرترین ردیف های آوازی موسیقی ایران است که از ویژگی های والایی برخوردار است و می تواند برای نسل کنونی و نسل های آینده ، انگاره ای از درست خواندن و همراه با امانت داری گوشه های ردیف موسیقی ایران باشد.

استاد عبدالله دوامیاستاد عبدالله دوامی (۱۳۵۹-۱۲۷۰تفرش) فراگیری ردیف آوازی را ابتدا نزد علی خان نایب السلطنه که از ردیف دانان بنام روزگار خود بود آغاز کرد و سپس به علت آشنایی و انس با میرزا عبدالله ، آقا حسینقلی و درویش خان ، یک دوره ردیف سازی و ضربی های آن را نزد آنان فرا گرفت . استاد دوامی ، همچنین در محضر استادانی چون سماع حضور ، عارف قزوینی و حاجی خان تصنیف های آنان را با شور و عشق آموخت و این تصنیف ها را با مهارت و زیبایی به کمال لطف رساند.

مهارت استاد دوامی در اجرای ردیف آوازی همراه با وفاداری و اخلاص و تاویل گوشه های ردیف ، به ویژه در تحریر ها و ادوات آن ، بی نظیر است و موجب شده تا ردیفی جامع ، اصیل و زیبا به یادگار بماند

 

گـوهــر پـــاک بباید که شود قابل فـــیض

ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود

منبع : جلد ردیف آوازی عبدالله دوامی ،  مجید کیانی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 13:34  توسط سروش  | 

گوشه‌های ردیفی دستگاه شور عبارت‌اند از:

  1. درآمد اول
  2. درآمد دوم
  3. درآمد سوم: کرشمه
  4. درآمد چهارم: گوشه‌ی رهاب
  5. درآمد پنجم: اوج
  6. درآمد ششم: ملانازی
  7. نغمه‌ی اول
  8. نغمه‌ی دوم
  9. زیرکش سلمک
  10. ملانازی
  11. سلمک
  12. گلریز
  13. مجلس‌افروز
  14. عزال
  15. صفا
  16. بزرگ
  17. کوچک
  18. دوبیتی
  19. خارا
  20. قجر، فرود
  21. حزین
  22. شور پایین دسته
  23. گوشه‌ی رهاب
  24. چهار گوشه
  25. مقدمه‌ی گریلی
  26. رضوی، حزین، ‌فرود
  27. شهناز
  28. قرجه
  29. شهناز کت (عاشق‌کش)
  30. رنگ اصول
  31. گریلی
  32. رنگ شهرآشوب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 20:23  توسط سروش  |