چون شکل گیری ردیف با خانواده موسیقی دانانی شروع می شود که نوازندگان تار و سه تار بودند ، ردیف های اولیه بسیار وابسته و مأنوس با خصوصیات تکنیکی این دو ساز هستند. به علاوه چون روش استفاده از مضراب در تار و سه تار اهمیت بسیار دارد ، ملودی های ردیف – که در اصل بیشترشان مخصوص آواز است – وقتی به رپرتوار این سازهای مضرابی اضافه شدند، لزوماً تحت تأثیر تکنیک مضرابی ، نظم بیشتری می گرفتند. این ملودی ها زیردست این هنرمندان برجسته – که روشی هدفمندانه در جمع آوری ملودی ها بکار می بردند و طبعی ظریف داشتند – به صورت بسیار دقیق و حساب شده در قالب یک موسیقی بسیار مکتبی و جدی ریخته شد.
پیدایش ردیف به عنوان وسیله ای برای آموزش و زمینه ای برای انتقال موسیقی ، یک شروع انقلابی در جامعه موسیقی دانان آن زمان بود. بیشتر استادان از آموزش دانسته های خود پرهیز داشتند ؛ زیرا دانش خود را به سختی به دست آورده بودند ، و همچنین دانش منحصر بفرد بود که مقام استادی شان را تضمین می کرد. علی اکبر فراهانی پدر میرزاعبدالله و آقاحسینقلی که یک نوازنده بی نظیر تار بود ، چشم از جهان که فروبست هنوز پسرانش کودک بودند. عمویشان آقاغلامحسین – نوازنده چیره دست تار – پس از فوت آقا علی اکبر ، ناپدری آنها شد، با این همه حاضر به تعلیم آن دو کودک نبود و آنها مجبور بودند از پشت در ، هنگام تمرین آقا غلامحسین به ساز او گوش کنند و قطعات او را به اصطلاح موسیقی دانان آن زمان «بدزدند».پس از چندی به وساطت و اصرار زیاد مادرشان، آقا غلامحسین قبول کرد که این دو دلدادهی موسیقی را که بعد ها بزرگترین استادان زمان خود شدند تعلیم دهد.
هر گوشهی ردیف یک اسم خاص و یک شخصیت مختص به خود دارد. منشأ پیدایش گوشهها مختلفند:
بعضی گوشهها مثل درآمدها، نقش مایگی (مُدال) دارند و به نشر میرسد از سیستمهای مقامی موسیقی هنری مشتق شده باشند. انواع دیگر گوشهها فقط به وسیلهی ملودی خاص خودشان شناخته میشوند. خاستگاه این گوشهها میتواند انواع موسیقی روستایی، شهری و مذهبی (مانند تعزیه و امثال آن) یا موسیقی دراویش و حماسی (مانند نقالی و موسیقی زورخانه و امثال آن) باشد.
برداشتهای ما راجع به شکلگیری و سر چشمههای ردیف فقط فرضی نیست. روند شکلگیری ردیف همچنان ادامه دارد. در چند دههی گذشته گوشههای جدیدی به ردیف اضافه شدهاند. برای مثال ابوالحسن صبا استاد ردیف، آهنگساز و معلم صاحب مکتب موسیقی ایرانی در قرن حاضر، ملودیهایی را از نواحی شمال ایران مانند «دیلمان» و «امیری» و یک مثنوی از آوازهای دراویش را به نام «صدری» به ردیف اضافه کرده است. محمود کریمی استاد ردیف آواز، تحت تأثیر مقامهای آذربایجانی، گوشهی «بیات شیراز» را به آواز بیات اصفهان افزوده است. حسن کسایی استاد نامآور نی، گوشههایی مانند «هدواندی» را منسوب به سنت ردیف زادگاهش اصفهان میداند. عبدالله دوامی استاد تصنیف و آواز، تحت تأثیر ردیف تار و سهتار، یک روایت آوازی برای دستگاه راستپنجگاه تدوین و به ردیف خویش افزوده است.
وقتی ایرانیان با موسیقی غربی و نتنویسی آن آشنایی پیدا کردند برای سهولت در حفظو انتقال ردیف که گنجینهی پربهای موسیقی ایران بود و تا آن زمان به قدرت حافظه نگهداری شده بود، شروع به نگارش آن به خظ نت کردند. اولین کسانی که به نوشتن ردیف مبادرت کردند غلامرضا مینباشیان (شاگرد و جانشین آلفرد لومر فرانسوی مربی موسیقی نظام در مدرسهی دارالفنون)، مهدیقلی هدایت و علینقی وزیری بودند. اولین ردیف چاپ و منتشر شده، ردیفی است که به همت موسی معروفی به خط نت نوشته شده است و توسط وزارت فرهنگ و هنر در سال 1342 به چاپ رسیده است. این کتاب چون با ادغام چند ردیف تألیف شده است، گوشه های تکراری زیاد دارد و به همین علت، حجم آن بیشتر از حد متعارف است.
خوشبختانه در سالهای 50، ردیفهایی توسط استادانی چون: شهنازی، برومند، هرمزی، فروتن، دوامی و کریمی بر روی نوار ضبط شده و اکنون به صورت مدارکی گرانبها در دسترس پژوهشگران است. به یمن کوششهای بسیاری که از روزگار میرزاعبدالله تا کنون در حفظ و اشاعهی این نغمهها، در قالب نظمی به عنوان ردیف به عمل آمده است، ما امروز چندین روایت ضبط شده و به نت در آمده را به عنوان گنجینهی موسیقی ایرانی در دسترس داریم که دستمایهی پویندگان و هنرمندان آینده خواهد بود.
منبع : نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی، داریوش طلایی
در همین زمینه :


«حافظ ناظری» گفت: روزنامه «بوستون گلوب»، آلبوم «اشتياق رومی»
(The Passion of Rumi)ساخته من و پدرم را كه براساس اشعاری از شاعر صوفی قرن 13
ميلادی «مولانا» ساخته شده، يكی از بهترين و خلاقانهترين آلبومهای موسيقی امسال
معرفی كرده است.
::علی جهاندار در کرج می خواند. (فارس)