تبليغاتX
پیام سروش
 

برآمد باد صبح و بوی نوروز

برآمد باد صبح و بوی نوروزمبارک بادت این سال و همه سالچو آتش در درخت افکند گلنارچو نرگس چشم بخت از خواب برخاستبهاری خرمست ای گل کجاییجهان بی ما بسی بودست و باشدنکویی کن که دولت بینی از بختمنه دل بر سرای عمر سعدیدریغا عیش اگر مرگش نبودی به کام دوستان و بخت پیروزهمایون بادت این روز و همه روزدگر منقل منه آتش میفروزحسدگو دشمنان را دیده بردوزکه بینی بلبلان را ناله و سوزبرادر جز نکونامی میندوزمبر فرمان بدگوی بدآموزکه بر گنبد نخواهد ماند این گوزدریغ آهو اگر بگذاشتی یوز
 

نوروز بر شما مبارک

بشنوید : تصنیف بوی نوروز با صدای ایرج بسطامی و آهنگ حمید متبسم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 20:23  توسط سروش  | 

مدتی بود که به دلیل بروز برخی محدودیت‌های فنی، وبلاگ «پیام سروش» از هدف مهم خود که پرداختن به ردیف موسیقی ایرانی بود بازمانده بود. سرانجام هرچند به طور مقطعی و موقت این محدودیت‌ها را کنارزده و در این پست ردیف شور عبدالله دوامی را که قبلا بخشی از آن در اختیار شما قرار گرفته بود، به طور کامل در دسترس شما دوستان قرار می‌دهم.

این ردیف که قبلا در مورد آن توضیح داده‌ام، با همنوازی آواز و نوازندگی قطعات سازی هنرمند گرانقدر «محمدرضا لطفی» ضبط شده است.

1. درآمد اول شور

2. درآمد دوم شور

3. کرشمه :

 چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست...سخن شناس نئی دلبرا خطا اینجاست

4. درآمد رهاوی :

 سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید............ نعوذ بالله از این فتنه‌ها که در سر ماست

5. سلمک :

 در اندرون من خسته دل ندانم کیست .... که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

6. قرچه :

 از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند...............که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

7. رضوی :

 چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم....گرم به باده بشویید حق به دست شماست

8. عزال و حسینی :

 فریاد از آن نرگس مستی که تو داری....................آه از دل بیگانه‌پرستی که تو داری

 ترســـم که یک از اهل وفـا زنده نماند............. در بردن این طایفه دستی که تو داری

9. زیرکش سلمک

 

در صورت وجود هرگونه مشکل یا داشتن سوال می‌توانید از بخش نظرات استفاده کنید و یا اینکه از طریق پست الکترونیک مکاتبه کنید.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 12:39  توسط سروش  | 

غلامحسین بنان

 

تصنیف «من از روز ازل»

آهنگ : «مرتضی محجوبی»

شعر : «رهی معیری»

دستگاه : سه‌گاه

اجرا در گلهای رنگارنگ برنامه‌های 216 و  195 - یک شاخه گل برنامه‌های 76 و 90

سال اجرا : 1337

--------------------------------------------------------------------------------

من از روز ازل، دیوانه بودم
دیوانه روی تو، سرگشته  کوی تو
سرخوش از باده ی، مستانه بودم
در عشق و مستی، افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من
تار موی تو، تار و پود من

بی باده مدهوشم     ساغر نوشم     ز چشمه نوش تو
مستی دهد ما را     گل رخسارا     بهار آغوش تو
چو به ما نگری     غم دل ببری     کز باده نوشین تری

سوزم همچون گل، از سودای دل
دل، رسوای تو، من رسوای دل

گرچه به خاک و خون     کشیدی مرا     روزی که دیدی مرا
باز آ که در شام غمم     صبح امیدی مرا     صبح امیدی مرا

 

این تصنیف را از اینجا دانلود کنید ("22:'06)(498کیلوبایت)

 

  


 

تصنیف «کاروان»

آهنگ : «مرتضی محجوبی»

شعر : «رهی معیری»

تنظیم : «جواد معروفی»

آواز دشتی

اجرا در گلهای رنگارنگ برنامه‌های 217 و 284 و 220

-------------------------------------------------------------

همه شب نالم چون نی كه غمی دارم
دل و جان بردی اما نشدی یارم
با ما بودی بی ما رفتی
چون بوی گل به كجا رفتی
تنها ماندم تنها رفتی

چون كاروان رود فغانم از زمین بر آسمان رود
دور از یارم خون می بارم

فتادم از پا به ناتوانی
اسیر عشقم چنان كه دانی
رهائی از غم نمی توانم
تو چاره ای كن كه میتوانی
گر ز دل برآرم آهی
آتش از دلم خیزد
چون ستاره از مژگانم
اشك آتشین ریزد

چون كاروان رود فغانم از زمین بر آسمان رود
دور از یارم خون می بارم
نه حریفی تا با او غم دل گویم
نه امیدی در خاطر كه تو را جوبم

ای شادی جان سرو روان
كز بر ما رفتی
از محفل ما چون دل ما
سوی كجا رفتی؟

تنها ماندم ، تنها رفتی
چو ن بوی گل به كجا رفتی؟
به كجائی غمگسار من
فغان زار من بشنو بازآ

از صبا حكایتی ز روزگار من بشنو
بازآ بازآ سوی رهی
چون روشنی از دیده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی

تنها ماندم ، تنها ماندم.....

این تصنیف را از اینجا دانلود کنید ("44:'08)(681کیلوبایت)

 

 


 

تصنیف «تا بهار دلنشین»

آهنگ : «روح‌الله خالقی»

شعر : «بیژن ترقی»

آواز اصفهان

اجرا در گلهای رنگارنگ برنامه 224

----------------------------------------

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
چون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتم
ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام
باز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه ام

این تصنیف را از اینجا دانلود کنید ("15:"06)(489کیلوبایت)

  


 

تصنیف «چه شب‌ها»

آهنگ : «مرتضی محجوبی»

شعر : «نواب صفا»

آواز دشتی

----------------------------------

این تصنیف را از اینجا دانلود کنید ("02:'07)(549کیلوبایت)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 13:40  توسط سروش  | 

پرویز مشکاتیانپرویز مشكاتیان آهنگساز و نوازنده سنتور در خصوص آهنگسازی‌های نابه جا در موسیقی امروز اظهار داشت: موسیقی یا آهنگسازی این نیست كه یك صوت را به ریتم بكشیم و بعد به شنونده بدهیم یا یك ملودی را كه در یك جایی در گوشمان رفته باشد به نت بكشیم و بگوییم ما ساختیم و بدتر این كه این روزها ملودی‌های زیبای آذری، خراسانی، گیلكی، كردی و لری را برمی‌دارند و با گذاشتن شعر فارسی روی آن و لقب سازنده آن را به خود دادن، مرتبا از صدا و سیما پخش می‌كنند.
این نوازنده سنتور با بیان اینكه ما آهنگساز كم داریم،گفت: متأسفانه برخی شناختی از شعر، ریتم و تلفیق شعر با آهنگ ندارند و یك ملودی دست چندم را می‌گیرند و تكرار می‌كنند.
وی با اشاره به اینكه هنر به خصوص موسیقی می‌تواند در پسند مخاطب دخیل باشد،ادامه داد: موسیقی می‌تواند مخاطب را به سمت اعتلا و زیبایی بكشاند اما متأسفانه در حال حاضر این مسئله كاملا برعكس است و قطعاتی پخش می‌شود كه ما تعجب می‌كنیم.البته همه اینها به تعلیم و آموزش برمی‌گردد.در دانشگاه واحد موسیقی داریم و دانشجویان دلشان خوشش است كه لیسانس موسیقی می‌گیرند اما بعدش چه كار می‌كنند؟
سرپرست گروه عارف با بیان اینكه موزیسین تربیت كردن راه و روش دیگری دارد،اظهار داشت: اگر زمینه های آموزش درست باشد و به دانشجویان زیبایی را بنمایانید بعد از فارغ‌التحصیلی كمتر از این هنر دور می‌شوند.
وی با اشاره به مركز سابق حفظ و شاعر موسیقی و نبود چنین مركزی در این دوره گفت: همه اینها زنجیروار به هم وصل است وقتی به هنرهای زیبا بروید و ببینید مواد درسی كه حتی در افغانستان هم كنار گذاشته شده در آن تدریس می‌شود و كمتر مواردی را در زمینه چگونگی برخورد استاد و شاگرد نمی‌دانند و به راحتی شاگرد به استاد توهین می‌كند، دیگر حاضر نخواهید شد در چنین مركزی مشغول كار شوید.
این آهنگساز افزود:خانه از پای بست ویران است و همین چند تا موزیسین كه امسال به روی صحنه رفتند به هیچ عنوان حاضر نیستند در یك محیط آموزش سست پای بگذارند.

نغمات از كلمات راز آلوده‌ترند


 در خصوص خواننده سالاری در موسیقی ایرانی و سایه انداختن آن روی كلیت موسیقی گفت:نغمات از كلمات راز آلوده‌ترند. یعنی ارتباط پیدا كردن با نغمه شناخت ،گوش مسلح و ظرایفی می‌خواهد كه در ارتباط با كلمه این ابزار را نمی‌خواهد. زمانی كه كلمه دست خواننده است ،كلام و پیام صریح آهنگساز دست خواننده است كه با طیف گسترده تری از مردم ارتباط برقرار می‌كند.بنابراین نباید از این مسئله ناراحت شد و واژه‌ خواننده سالاری را استفاده كرد.
وی ادامه داد: اگر موسیقی زیر نباشد چیزی بالا نخواهد بود. همیشه یادمان باشد نغمات از كلمات راز آلوده‌ترند و برای ارتباط برقرار كردن با آن یك ممارست، پیشینه و شناختی می خواهد.
این آهنگساز افزود:كسانی كه موسیقی بی كلام دوست دارند بسیار پای قرص ترند از كسانی كه موسیقی باكلام دوست دارند .یعنی اینكه شناخت عمیق از موسیقی پیدا می‌كنند و پیامی كه خودشان می خواهند از موسیقی می گیرند نه پیامی كه موسیقی با كلمه به آنها می‌دهند و این است كه موسیقی نمی‌تواند با ژرفای رازآلودی كه دارد با تمام جامعه ارتباط برقرار كند در صورتی كه كلمه به راحتی می‌تواند این كار را انجام دهد مخصوصا زمانی كه با صوت همراه باشد.
مشكاتیان با بیان اینكه ما هم خوشحالیم كه مردم خواننده را بیشتر دوست دارند،تصریح كرد: عیب كار از اینجا آغاز می شود كه خود سترگ بینی از آن بخش آغاز و مخل انجام كارها می‌گردد وگرنه هیچ موزیسینی بدش نمی‌آید كه خواننده‌اش مشهور و مردم او را دوست داشته باشند. اما مشكل از آنجا پیش می‌آید كه خود خواننده آن را پیراهن عثمانی برای كوبندگی جریانات پیرامون یا برای پرش نامعقول كند.از اینجاست كه اختلاف نظرها و كدورت‌هایش می‌آید.
وی با بیان اینكه خواننده سالاری تاكنون هیچ سایه‌ای بر سر موسیقی نداخته ،ادامه داد: در مورد ما چنین نبوده اما شاید در یك گروه خواننده خیلی ارجح تر از گروه بوده است.



سنتور سرآمد دیگر سازها نیست


مشكاتیان در ادامه درباره میزان گرایش جوانان به سازهای سنتی به خصوص سنتور گفت: من پیرامون خودم را می بینم و با این نگاه گمان نمی‌كنم گرایش كم باشد. چون من در حال حاضر وقتی شاگرد 14 ساله‌ام را با 14 سالگی خودم مقایسه می‌كنم،می‌بینم كه نسبت به مسائل پیرامویش تواناتر و آگاه تر است و جهان بینی گسترده‌تری دارد.
وی افزود:سنتور به دلیل اینكه هم مضرابی و هم كوبه‌ای است ،بسیار می‌توان روی آن حركت كرد.این ساز دشواری است ولی دلپذیری‌های زیادی دارد. در خصوص این ساز نسبت به سازهای دیگر بیشتر كتاب،قطعه و آهنگ نوشته‌اند و اكثر سرپرست گروه‌ها سنتور نواز هستند.سنتور سرآمد دیگر سازها نیست اما گستره گسترده‌ای دارد و نوازندگان این ساز قوی هستند.


قطعات كمی روی اشعار نو ساخته شده است


سرپرست گروه عارف در خصوص تلفیق شعر معاصر و نو با موسیقی گفت:موسیقی برای این هنر اول است كه هر قالبی را به خودش می‌پذیرد.متاسفانه كارها روی شعر نو كم شده است.
اگر آهنگسازی در سرایش،گویش و ملودی سازی روی شعر نو ناتوان است نباید به این حساب گذاشت كه موسیقی ایران با شعر نو جور نیست

 


گفت‌وگو از: سحر طاعتی

اصل مصاحبه از فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 12:36  توسط سروش  |