«سامان شجاعی» سرپرست گروه « نوای صبا » در گفتگو با پیام سروش اعضای گروه « نوای صبا » در کنسرت علی جهاندار را بدین شرح اعلام کرد :

  • سامان شجاعی – آهنگساز ، سرپرست گروه و نوازنده سه تار
  • ابراهیم نقدیان – کمانچه
  • بهروز الوندی پور – نی
  • باقر صفری – تارباس
  • نسیم محمدی – سه تار
  • نادیا ثابت – تنبک
  • حامد روئین تن – دف ، دمام و دایره
  • فؤاد صفدری – سه تار و تارباس
  • عبدالله مهدلو – سه تار


مکان اجرا :  تالار شهید نژاد فلاح و زمان اجرای کنسرت ساعت ۲۰می باشد. 



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:52  توسط سروش  | 

پرویز مشکاتیانپرویز مشكاتیان آهنگساز و نوازنده سنتور در خصوص آهنگسازی‌های نابه جا در موسیقی امروز اظهار داشت: موسیقی یا آهنگسازی این نیست كه یك صوت را به ریتم بكشیم و بعد به شنونده بدهیم یا یك ملودی را كه در یك جایی در گوشمان رفته باشد به نت بكشیم و بگوییم ما ساختیم و بدتر این كه این روزها ملودی‌های زیبای آذری، خراسانی، گیلكی، كردی و لری را برمی‌دارند و با گذاشتن شعر فارسی روی آن و لقب سازنده آن را به خود دادن، مرتبا از صدا و سیما پخش می‌كنند.
این نوازنده سنتور با بیان اینكه ما آهنگساز كم داریم،گفت: متأسفانه برخی شناختی از شعر، ریتم و تلفیق شعر با آهنگ ندارند و یك ملودی دست چندم را می‌گیرند و تكرار می‌كنند.
وی با اشاره به اینكه هنر به خصوص موسیقی می‌تواند در پسند مخاطب دخیل باشد،ادامه داد: موسیقی می‌تواند مخاطب را به سمت اعتلا و زیبایی بكشاند اما متأسفانه در حال حاضر این مسئله كاملا برعكس است و قطعاتی پخش می‌شود كه ما تعجب می‌كنیم.البته همه اینها به تعلیم و آموزش برمی‌گردد.در دانشگاه واحد موسیقی داریم و دانشجویان دلشان خوشش است كه لیسانس موسیقی می‌گیرند اما بعدش چه كار می‌كنند؟
سرپرست گروه عارف با بیان اینكه موزیسین تربیت كردن راه و روش دیگری دارد،اظهار داشت: اگر زمینه های آموزش درست باشد و به دانشجویان زیبایی را بنمایانید بعد از فارغ‌التحصیلی كمتر از این هنر دور می‌شوند.
وی با اشاره به مركز سابق حفظ و شاعر موسیقی و نبود چنین مركزی در این دوره گفت: همه اینها زنجیروار به هم وصل است وقتی به هنرهای زیبا بروید و ببینید مواد درسی كه حتی در افغانستان هم كنار گذاشته شده در آن تدریس می‌شود و كمتر مواردی را در زمینه چگونگی برخورد استاد و شاگرد نمی‌دانند و به راحتی شاگرد به استاد توهین می‌كند، دیگر حاضر نخواهید شد در چنین مركزی مشغول كار شوید.
این آهنگساز افزود:خانه از پای بست ویران است و همین چند تا موزیسین كه امسال به روی صحنه رفتند به هیچ عنوان حاضر نیستند در یك محیط آموزش سست پای بگذارند.

نغمات از كلمات راز آلوده‌ترند


 در خصوص خواننده سالاری در موسیقی ایرانی و سایه انداختن آن روی كلیت موسیقی گفت:نغمات از كلمات راز آلوده‌ترند. یعنی ارتباط پیدا كردن با نغمه شناخت ،گوش مسلح و ظرایفی می‌خواهد كه در ارتباط با كلمه این ابزار را نمی‌خواهد. زمانی كه كلمه دست خواننده است ،كلام و پیام صریح آهنگساز دست خواننده است كه با طیف گسترده تری از مردم ارتباط برقرار می‌كند.بنابراین نباید از این مسئله ناراحت شد و واژه‌ خواننده سالاری را استفاده كرد.
وی ادامه داد: اگر موسیقی زیر نباشد چیزی بالا نخواهد بود. همیشه یادمان باشد نغمات از كلمات راز آلوده‌ترند و برای ارتباط برقرار كردن با آن یك ممارست، پیشینه و شناختی می خواهد.
این آهنگساز افزود:كسانی كه موسیقی بی كلام دوست دارند بسیار پای قرص ترند از كسانی كه موسیقی باكلام دوست دارند .یعنی اینكه شناخت عمیق از موسیقی پیدا می‌كنند و پیامی كه خودشان می خواهند از موسیقی می گیرند نه پیامی كه موسیقی با كلمه به آنها می‌دهند و این است كه موسیقی نمی‌تواند با ژرفای رازآلودی كه دارد با تمام جامعه ارتباط برقرار كند در صورتی كه كلمه به راحتی می‌تواند این كار را انجام دهد مخصوصا زمانی كه با صوت همراه باشد.
مشكاتیان با بیان اینكه ما هم خوشحالیم كه مردم خواننده را بیشتر دوست دارند،تصریح كرد: عیب كار از اینجا آغاز می شود كه خود سترگ بینی از آن بخش آغاز و مخل انجام كارها می‌گردد وگرنه هیچ موزیسینی بدش نمی‌آید كه خواننده‌اش مشهور و مردم او را دوست داشته باشند. اما مشكل از آنجا پیش می‌آید كه خود خواننده آن را پیراهن عثمانی برای كوبندگی جریانات پیرامون یا برای پرش نامعقول كند.از اینجاست كه اختلاف نظرها و كدورت‌هایش می‌آید.
وی با بیان اینكه خواننده سالاری تاكنون هیچ سایه‌ای بر سر موسیقی نداخته ،ادامه داد: در مورد ما چنین نبوده اما شاید در یك گروه خواننده خیلی ارجح تر از گروه بوده است.



سنتور سرآمد دیگر سازها نیست


مشكاتیان در ادامه درباره میزان گرایش جوانان به سازهای سنتی به خصوص سنتور گفت: من پیرامون خودم را می بینم و با این نگاه گمان نمی‌كنم گرایش كم باشد. چون من در حال حاضر وقتی شاگرد 14 ساله‌ام را با 14 سالگی خودم مقایسه می‌كنم،می‌بینم كه نسبت به مسائل پیرامویش تواناتر و آگاه تر است و جهان بینی گسترده‌تری دارد.
وی افزود:سنتور به دلیل اینكه هم مضرابی و هم كوبه‌ای است ،بسیار می‌توان روی آن حركت كرد.این ساز دشواری است ولی دلپذیری‌های زیادی دارد. در خصوص این ساز نسبت به سازهای دیگر بیشتر كتاب،قطعه و آهنگ نوشته‌اند و اكثر سرپرست گروه‌ها سنتور نواز هستند.سنتور سرآمد دیگر سازها نیست اما گستره گسترده‌ای دارد و نوازندگان این ساز قوی هستند.


قطعات كمی روی اشعار نو ساخته شده است


سرپرست گروه عارف در خصوص تلفیق شعر معاصر و نو با موسیقی گفت:موسیقی برای این هنر اول است كه هر قالبی را به خودش می‌پذیرد.متاسفانه كارها روی شعر نو كم شده است.
اگر آهنگسازی در سرایش،گویش و ملودی سازی روی شعر نو ناتوان است نباید به این حساب گذاشت كه موسیقی ایران با شعر نو جور نیست

 


گفت‌وگو از: سحر طاعتی

اصل مصاحبه از فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 12:36  توسط سروش  | 

کیهان کلهر

«کیهان كلهر» آهنگساز و نوازنده برجسته كمانچه،با همراهی گروه‌های مختلف موسیقی ایران و جهان، برای بزرگداشت مولانا در هالیوود برنامه ویژه‌ای را برگزار می‌كند.

سالن معتبر «هالیوود باول» لس آنجلس كه گنجایش 18 هزار نفر را دارد،مهرماه سال آینده،برنامه ویژه‌ای را برای بزرگداشت مولانا برگزار خواهد كرد بر این اساس از «كیهان كلهر» موسیقیدان برجسته ایرانی برای برگزاری كنسرت و انتخاب گروه‌های این مراسم دعوت به عمل آمده است.

 «كلهر»در این بزرگداشت هنرمندانی چون«نورمحمد درپور» دوتارنواز جنوب خراسان، نوازندگان بلوچ شهرسراوان، دراویش مولانا از حلب سوریه با خوانندگی «شیخ حمزه شكور» و گروه برجسته یویوما را به صحنه می‌آورد. همچنین قرار است خواننده‌ای ایرانی نیز برای اجرای اشعاری از مولانا انتخاب شود،كه هنوز مشخص نشده است.

در این برنامه «كیهان كلهر» نیز به همراه گروهش، قطعاتی را به مناسبت بزرگداشت مولانا جلال الدین بلخی اجرا خواهند كرد.

به گزارش فارس،بواسطه برگزاری بزرگداشت مولانا در سالن «هالیوود باول»،گروه‌های ایرانی برای اولین بار در این سالن حاضر می‌شوند.

اصل خبر از فارس

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 19:28  توسط سروش  | 

حمید متبسم

گروه موسیقی «دستان» را می‌توان یکی از پرکارترین گروه‌های موسیقی سنتی در خارج از کشور به ‌حساب آورد. گروه «دستان» در سال ۱۹۹۱ توسط حمید متبسم آهنگساز و نوازنده‌ی تار و سه تار تاسیس شد. این گروه در آخرین دور از سلسله کنسرت‌هایی که در سالیان اخیر در گوشه ‌و کنار جهان اجرا کرده است، در اکتبر و نوامبر گذشته همراه با سالار عقیلی، خواننده‌ی جوان موسیقی ایران، یک تور یک ماهه در آمریکا و کانادا برگزار کرد که با استقبال خوبی همراه شد. توری که از تورنتو در کانادا آغاز و در فیلادلفیای آمریکا به نقطه‌ی پایان خود رسید.

 

 حمید متبسم در مورد تور «دستان» و سالار عقیلی می‌گوید:

تور اخیر ما در آمریکای شمالی را حسین بهروزی‌‌نیا هماهنگ کرده بود و به جرات می‌توان گفت که یکی از بهترین تورهای ما بود. چون واقعا هماهنگی زیادی برای آن شده بود.‌ سالار عقیلی هم به عنوان خواننده همراه ما بود و از وظیفه‌ای که به او داده شده بود، بسیار سربلند بیرون آمد. کار او تاثیر خیلی خوبی گذاشت.

به هر حال چون «دستان» به عنوان یکی از نمایندگان موسیقی‌سازی مقیم ایران شناخته شده، غالبا قسمت اول برنامه‌ی ما موسیقی سازی است. این طور بود که قسمت اول برنامه را با آثاری از حسین بهروزی‌‌نیا آغاز می‌کردیم و در قسمت دوم، اثر «دریای بی‌پایان» کار آقای سعید فرج‌‌پوری را اجرا می‌کردیم.
گروه «دستان» از گذشته تا به حال تجربه‌ی همکاری با خوانندگان بسیاری از جمله پریسا، سیما بینا و صدیق تعریف را داشته است و سالار عقیلی آخرین آنهاست. حال پس از تجربه‌ی موفق با عقیلی در کنسرت‌های اخیر آمریکا و کانادا نوبت همایون شجریان رسیده است تا اولین تجربه‌ی مستقل خود را با گروه «دستان» آغاز کند.

حمید متبسم در این مورد می‌گوید:

ما پروژه‌ی تازه‌ای را با آقای همایون شجریان شروع کرده‌ایم که در این برنامه در دو قسمت آثاری از سعید فرج‌‌پوری و من اجرا خواهد شد. در ژانویه ۲۰۰۸ نیز برنامه‌ها در ایتالیا، آلمان، هلند، بلژیک، انگلیس، سوئد و نروژ شروع می‌شود.

حمید متبسم معتقد است که باید مشعل ماراتن موسیقی سنتی ایران را به دست غیر ایرانیان متعهد و متخصص در موسیقی سپرد تا آن را به آتشکده‌ی جهانی موسیقی برسانند. وی در همین راستا تجربه‌هایی را با ارکستر فیلارمونیک بی.بی.سی و ارکستر زهی کنسرواتوار هلند آغاز نمود و در ادامه نیز نشست مشترک او با «پاسکال روفه» رهبر میهمان ارکستر فیلارمونیک بی.بی.سی که رهبری ارکستر سمفونیک لیژ را نیز برعهده دارد، منجر به شکل‌گیری ایده‌ انجام یک پروژه‌ی مشترک، تحت عنوان «نوای مشترک» با ارکستر سمفونیک لیژ می‌شود.

پایه‌گذار گروه «دستان» در این باره می‌گوید: فکر و ایده‌اش برمی‌گردد به اوایل سال ۲۰۰۶ که ما به دعوت ارکستر سمفونیک بی.بی.سی به لندن رفتیم و آنجا کاری را تقریبا بداهه انجام دادیم. یک قسمت از برنامه با تعدادی از نوازنده‌های آنها به مدت یک هفته تنظیم شد. آن هم بدون نت و برنامه‌ریزی مشخص روی قطعه‌ای از آثار «نیمه شب» حسین بهروزی‌نیا کار کردیم. نوازنده‌های ارکستر سمفونیک هم که مایل و کنجکاو برای بداهه‌ و بدون نت کار کردن، بودند با ما همکاری کردند. آنجا ما با رهبر میهمان به‌ نام «پاسکال روفه» آشنا شدیم که در آن دوران برای رهبری ارکستر سمفونیک بی.بی.سی از فرانسه دعوت شده بود. در کنار کار ما قطعاتی هم از آهنگسازان ایرانی دیگر و همین‌طور آهنگسازان روس اجرا شد. آنجا ما با این رهبر آشنا شدیم و ایشان کنجکاوی و علاقه به موسیقی ایران نشان داد.

در نشستی که بعد از این برنامه با ایشان داشتم، پیشنهاد داد که چرا ما یک کار فکر شده انجام ندهیم، چون پیش از این هم ما فکر کرده بودیم که با گروه «دستان» پیوندی به وجود بیاید و راه‌های مشترک بین موسیقی شرق و غرب بیشتر شود و کاری به این شکل انجام دهیم.
از آنجایی ‌که همیشه امکان اجرای خیلی خوب در ایران و امکان اجرای کارهایی که برای سازهای غربی در ایران نوشته می‌شود، کم بوده (به خصوص بعد از انقلاب) و با نابسامانی که در ارکستر سمفونیک و در اجرای سازهای غربی در ایران وجود دارد، ما این کار را با ارکسترهای اروپایی که ورزیده هستند، شروع می‌کنیم.

به هرحال آنها انسجام بیشتری دارند، تا اینکه به روزی امیدوار باشیم که بشود این آثار را در ایران هم اجرا کرد. این برنامه، در واقع اولین برنامه‌ی این پروژه در دو شهر لیژ و شارلاروای بلژیک در فاصله‌ی ۲۷ تا ۲۹ آوریل اجرا خواهد داشت. آثاری که در این کار اجرا می‌شود یک قطعه از حسین بهروزی‌نیا و دیگری از من است که بوسیله‌ی محمدرضا درویشی تنظیم شده‌اند. ما قبل از کنسرت چند جلسه تمرین جمعی خواهیم داشت و این برنامه را اجرا خواهیم کرد.

ما قصد نداریم این پروژه را به همین‌جا ختم کنیم بلکه قصد ما این است که این آثار را برای ارکسترهای بزرگ تمام دنیا ارسال کنیم و موضوع این برنامه را برایشان توضیح دهیم. شاید این امکان پیش بیاید که موسیقی ما با حمایت و پشتوانه‌ی موسیقی غرب به شکلی که از دوران وزیری در ایران کار شده، در تمام دنیا اجرا و معرفی شود. به همین دلایلی که گفته شد موسیقی ما اجراهای شاخص کمتری داشته است.

اصل مصاحبه از رادیو زمانه

فایل صوتی مصاحبه

در همین زمینه :

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 11:50  توسط سروش  | 

آلبوم اشتیاق رومی The Passion of Rumi«حافظ ناظری» گفت: روزنامه «بوستون گلوب»، آلبوم «اشتياق رومی» (The Passion of Rumi)ساخته من و پدرم را كه براساس اشعاری از شاعر صوفی قرن 13 ميلادی «مولانا» ساخته شده، يكی از بهترين و خلاقانه‌ترين آلبوم‌های موسيقی امسال معرفی كرده است.
وی گفت: در اين مقاله كه با عنوان «جنبش اشعار مولوی» نوشته شده، آمده است: در اين آلبوم يك پيوستگی چه از لحاظ موسيقی چه از لحاظ هدفمندی ساختار به چشم می‌خورد و اين آلبوم كه به نوبه خود از مسحوركننده ترين و غم‌انگيزترين آلبوم‌های موسيقی است اشعاری با مضامين درون‌گرايانه و عرفانی را ارائه كرده است.
در مقاله «بوستون گلوب» آمده است: شهرام ناظری كه خود از پيشگامان مولاناخوانی در موسيقی سنتی ايران است اين بار با همكاری فرزندش حافظ ناظری و با همراهی يك گروه اركستر غربی اين آلبوم را تدارك ديده‌اند. در آهنگ «ايوان مدائن» كه از زيباترين آهنگهاي اين آلبوم است، كاملا مشخص است كه اصوات و صداها از يك مملكت شرقي برخاسته و «بوميت» را به زيبايي هويدا مي‌كند.

اصل خبر از فارس

در همین زمینه :

تصنیف  «اشتیاق رومی» از این آلبوم. برای پخش روی دکمه پخش کلیک کنید

 
دانلود کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 15:51  توسط سروش  | 

استاد ابوالحسن صباپنجاه سال از مرگ "ابوالحسن صبا" آموزگار بزرگ موسیقی ایران می گذرد. او هنرمندی چند سویه بود و در همه حوزه های موسیقی ملی، دست و اندیشه او را در کار می بینیم. تقریبا همه سازهای سنتی را با مهارت می نواخت، می شناخت و می آموزاند و حتی آن ها را می ساخت.

توانایی های هنری او ولی از قلمرو گسترده موسیقی نیز فراتر می رفت. شعر می سرود نقاشی و منبت کاری می کرد و خط خوشی داشت. اینها امتیازاتی است که معمولا در یک هنرمند، جمع نمی شود. با این همه والاترین نقش او را باید در حوزه آموزش موسیقی و فراگیرساختن آن جستجو کرد. در سالهای پایانی زندگی، در برنامه ای رادیویی از او از شمار شاگردانش پرسیده بودند، پاسخ داده بود که اگرچه آماری دقیق در دست ندارد ولی می داند که "ردیف" هایی که برای آموزش ویولن نوشته و هر کدام در سه هزار نسخه انتشار یافته، نایاب شده است. و بعد افزوده بود که فراموش نکنید که خیلی ها هم شاگرد شاگردان من بوده اند.

به بیان دیگر می توان گفت همه آنان که در شصت هفتاد سال گذشته به آموختن ویولن پرداخته اند مستفیم یا غیر مستقیم شاگرد صبا بوده اند. از آن گذشته چون صبا برای سازهای دیگر از جمله سنتور و سه تار نیز "دستور و ردیف" نوشته است، می توانیم بسیاری از سنتور نوازان و سه تار نوازان دهه های گذشته را نیز از شاگردان او به شمار آوریم.

زندگی و کار


ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهل فرهنگ زاده شد. پدرش "کمال السلطنه" فرزند صدرالحکما و نوه محمود خان صبا معروف به ملک الشعرا که خود دستی در نواختن سه تار داشت، فرزند را با جذبه های موسیقی آشنا کرد. سپس او را به دست "میرزا عبدالله" و شاگرد برجسته اش "درویش خان" سپرد. صبای نوجوان، همزمان با فراگیری سه تار از این دو استاد زمانه، سنتور را نزد "علی اکبرخان شاهی" و تنبک را نیز نزد "حاجی خان ضربی" آموخت و بیش از 12 سال نداشت که در کلاس کمانچه کش معروف، "حسین خان اسماعیل زاده" نواختن کمانچه را فرا گرفت. ولی شور و شوق فراگیری گوئی پایانی نداشت.

صبای نوجوان، چشمش در پی ویولن بود که تاره به ایران آمده بود و کمانچه کش ها آن را به شیوه ساز خود می نواختند. صبا ویولن را با "اسماعیل زاده" آغاز کرد ولی برای آن که شیوه درست نواختن آن را فرا گیرد به کلاس "حسین خان هنگ آفرین" رفت که از شاگردان موسیقی دارالفنون بود. صبا با دریافت متفاوت این دو شیوه ویولن نوازی به این اندیشه رسید که باید شیوه تازه سازگاری برای ویولن ایرانی ابتکار کرد و همین کار را نیز کرد که از آن خواهیم گفت.

به این ترتیب "ابوالحسن خان" پیش از آن که صبا بشود با همه ریزه کاری های موسیقی سنتی و با همه سازهای رایج زمان آشنا شده بود. آنچه کم داشت آگاهی علمی بود. خوشبختانه مدرسه نو بنیاد وزیری می توانست این کمبود را جبران کند. صبا بیست و یک ساله بود که وارد مدرسه وزیری شد و نت خوانی و نت نویسی و تئوری موسیقی را فرا گرفت و نیز مهارت های فنی در ویولن نوازی ایرانی به دست آورد. پیشرفت صبا تا آن جا بود که به زودی خود هنرآموز مدرسه شد.

صبا در سال 1308 از سوی وزیری به مدیریت مدرسه "صنایع ظریفه" در رشت برگزیده شد و دو سه سال پرباری را در شمال ایران گذرانید. او توانست شماری از آهنگ ها و ترانه های بومی منطقه را به ثبت و ضبط درآورد و بعضی از آنها را در ردیف های بومی خود جای دهد.

شرفشاهی، کوهستانی، زرد ملیجه، امیری، شوشتری، در قفس و رقص قاسم آبادی از جمله این گونه نغمه ها و ترانه های بومی است که به یاری تنظیم های درخشان صبا در ردیف های او جای ثابت پیدا کرده و بر غنای کمی و کیفی ردیف موسیقی سنتی افزوده و شور و نشاطی در آن دمیده است.

نا گفته نماند که صبا برای تزریق هر چه بیشتر شور و نشاط به ساخت قطعات ضربی چون چهار مضراب و رنگ نیز پرداخته و آنها را نیز در ردیف های خود آورده است. اجرای این قطعات دشوار است و مهارت کامل نوازنده را می طلبد. به نظر می رسد صبا با آفرینش این گونه قطعات (مثلا زنگ شتر) می خواسته شاگردان خود را نیز به مرز مهارت برساند.

پس از بنیاد نخستین فرستنده رادیویی در ایران، صبا نیز به جمع هنرمندان این سازمان پیوست، و به تکنوازی ویولن و همنوازی با ارکسترهای کوچک و بزرگ پرداخت. از سال 1323 به عضویت هنرهای زیبای کشور - وزارت فرهنگ و هنر بعدی- درآمد و رهبری یکی از ارکستر های ششگانه آن سازمان را به عهده گرفت.

این ارکستر پس از مرگ صبا، نام او را بر خود نهاد. صبا چند سفری نیز برای ضبط صفحه از نواخته های خود به بیرون از ایران سفر کرده است. او سرانجام در بیست و نهم آذر ماه سال 1336به سبب شدت گرفتن بیماری قلبی درسن 55 سالگی چشم از جهان فرو پوشید.

ویولن ایرانی


گفتیم که صبا خود در آغاز ویولن را به شیوه کمانچه آموخت ولی آشنایی های عمیق بعدی اش با ساختار این ساز او را به این اندیشه برد که راه و روش تازه ای برای آن ابتکار کند تا بتواند مستقل از کمانچه توانایی های فنی خود را در خدمت موسیقی ملی بگذارد. او در ردیف های خود با ابداع نشانه های خاص اجرای همه ظرایف موسیقی سنتی از جمله تکیه ها، تحریرها، کشش ها و مالش ها را امکان پذیر ساخته و آرشه کشی ها را به گونه ای از کار درآورده که یکی از وجوه تمیز ویولن از کمانچه شده است.

ویولن صبا دیگر نه بیگانه مغرب زمین است و نه همزاد کمانچه شرقی. ویولن او شناسنامه ایرانی گرفته و به تابعیت فرهنگ موسیقی ملی ایران درآمده است. صبا با دقت در حفظ ظرائف و ریزه کاری های موسیقی سنتی، زبان هنر سنت گرایان مخالف حضور ویولن را می بست و بر این نظر منطقی صحه می گذاشت که ساز، وسیله است نه هدف. شیوه به کار گیری وسیله است که اهمیت پیدا می کند. به جرئت می توان گفت که برخی از نواخته های ویولن صبا بیش از نواخته های استادان دیگر بر روی سازهای سنتی جانمایه ایرانی دارد. او به راستی به کمال هنری دست یافته و تارمانه ما در ویولن نوازی یکتا مانده است.

نکته مهم دیگری را نیز باید گفت. تدوین و نگارش دستور و ردیف برای آموزش موسیقی بزرگ ترین خدمتی است که صبا به جامعه موسیقی ایران کرده است. او با این کار آموزش را از شکل "دیمی" خود به در آورد. آموزش شفاهی سینه یه سینه با از میان رفتن استادان برجسته سنتی رفته رفته به بن بست می رسید و یا دست کم از دقت و امانت آن کاسته می شد. پذیرش الفبای موسیقی و به کارگیری آن برای ثبت و ضبط آنچه هنوز در سینه ها مانده، میراث سنتی را از گزند زمانه در امان نگاه داشته است و آن را بی هیچ کم و زیاد به نسل های بعدی انتقال می دهد.

صبا در تدوین ردیف های موسیقی سنتی زیر تاثیر آموزه های مکتب وزیری به پیرایش آنها نیز پرداخته است. گوشه ها و نغمه های مهم و اصلی آواز ها را برگزیده و مشابهات کوتاه و غیر اصلی آنها را به کناری نهاده و در نتیجه با کم کردن از حجم ردیف و وزن شاخ و برگ های اضافی گلچینی شسته و رفته فراهم آورده است.

حرف های صبا


دیدگاه فرهنگی هنری صبا کمابیش همان دیدگاه مکتب وزیری است. او نیز در برابر موسیقی سنتی منطقی، معتدل و واقع گرا بود. نه چون غربزدگان زمانی ارزش های جوهری موسیقی سنتی را انکار می کرد و نه چون سنت گرایان افراطی آن را برتر از موسیقی بین المللی به شمار می آورد. ارزش موسیقی را در ذات زیبای آن می جست و نه در تابعیت شرقی یا غربی آن.

صبا در برابر سنت گرایانی که نوآوران را متهم می ساختند که می خواهند همه میراث سنتی را به دور بریزند گفته است:" ... موسیقی ایرانی ساخته روح و محیط و تاثرات و عواطف فراوان است. چیزی نیست که به دور ریخته شود. .. فقط برای آنکه احتیاجات امروز را کفایت کند باید در قالب علمی برخته شود."

از سوی دیگر در برابر آن گروه از آهنگسازان که از فرنگ برگشته که بدون شناخت درست از موسیقی ملی آن را خوار می شمردند جبهه می گرفت: " من از آقایان تحصیل کرده سوال می کنم آیا با مطالعه چند کتاب موسیقی اروپایی و یک نظر اجمالی به موسیقی ایرانی می توان در زمینه موسیقی ملی آهنگسازی کرد؟ برای شناخت موسیقی ایرانی و تحقیق در باره آن برای کسی که موسیقی بین المللی را بداند لااقل پنج شش سال وقت لازم است."

صبا در نظرات خود نوعی بررسی اجتماعی از موسیقی سنتی ایران نیز به دست داده و درباره غمگین بودن مایه های ایرانی گفته است: " اگر موسیقی نشاط انگیز تهیه شود که ریشه آن از موسیقی ایرانی آب بخورد چگونه می توان آن را ایرانی نامید. روحیه ایرانی مغموم بوده و هنوز هم هست. این مغمومیت در همه شئون و همه اشعار و موسیقی ما نهفته است. پس اگر بخواهیم موسیقی نشاط آور داشته باشیم اول باید در درون قلب خود ایجاد بشاشت و نشاط بنماییم (ساختگی خیر!) طبعا موسیقی ما هم که تراوشات روحی ماست نشاط آور خواهد شد."

پنجاه سال پس از مرگ صبا آموزه های مکتب او به همت والای شاگردان برجسته ای که پرورش داده همچنان بارآور باقی مانده است. مهدی خالدی، همایون خرم، فرامرز پایور، علی تجویدی، رحمت الله بدیعی و پرویز یاحقی از جمله دست پروردگان صبا هستند که هر یک در فراگیر ساختن مکتب او نقشی مهم ایفا کرده اند. آموزه های فراگیر شده صبا نام او را برای همیشه در جامعه موسیقی ایران زنده نگاه می دارد.

"شهریار" یار دیرین صبا، در سوگ او سروده است:

"عمر دنیا به سر آمد که صبا می میرد
ورنه آتشکده عشق کجا می میرد؟

شهریارانه صبا مرده خدا را بس کن
آن که شد زنده جاوید کجا می میرد؟"


منبع : بی‌بی‌سی فارسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 16:53  توسط سروش  | 

محمد رضا لطفی

 

كنسرت گروه‌های شيدا، به‌سرپرستی و آهنگ‌سازی محمدرضا لطفی، ارديبهشت ماه سال آينده در تهران برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، قرار است سه گروه شيدا در اين كنسرت به اجرای برنامه بپردازند كه هر كدام به‌ صورت مستقل توسط اين نوازنده ی چيره‌دست تار و سه‌تار سرپرستی می‌شوند.

گروه بزرگ شيدا با آثار جديدی از محمدرضا لطفی به‌صحنه می‌روند و گروه سازی شيدا هم با آثار از موسيقيدانان دوران قاجار.

هم‌چنين گروه سازی شيدای بانوان هم با اجرای آثار جديدی از لطفی، هنرشان را عرضه می‌كنند.

گروه‌های سه‌گانه شيدا تاكنون هفت ماه است كه به‌طور مستمر زير نظر محمدرضا لطفی، تمرين می‌كنند و ارديبهشت ماه 87 پس از يك سال تمرين، برنامه خود را در تهران اجرا خواهند كرد.

هرچند كه لطفی همه ی گروه‌هايش را خود سرپرستی نمی‌كند، اما تاكيد دارد كه وظيفه ی آموزش و نظارت برعهده‌ دارد. شرايط اين گروه‌ها هم به‌گونه‌ای است كه نوازندگان نمی‌توانند در گروه ديگری بنوازند.

محمدرضا لطفي كه در آستانه‌ی 60 سالگی‌اش به ايران بازگشت، مکتب‌خانه‌ی ميرزا عبدالله و موسسه‌ی آوای شيدا را برای آموزش و اجرای موسيقی احيا كرده است.

مكان اجرا و تاريخ دقيق اجرای برنامه ی گروه‌های شيدا تاكنون اعلام نشده است.

اصل خبر از ایسنا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 13:25  توسط سروش  | 

محمدرضا شجریانرهبر اركستر موسيقي ملي در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس در خصوص انتشار آثاري كه شجريان و خوانندگان ديگر با اركستر ملي خوانده‌اند،گفت: متأسفانه انتشار آنها دست من نيست و بايد از طرف دفتر موسيقي و انجمن موسيقي در اين خصوص اقدامي صورت گيرد.
وي افزود:من براي انتشار آنها درخواست كرد‌ه‌ام اما ترتيب اثر داده نشده است.
اين آهنگساز ادامه داد:از سال 77 تا كنون كه اركستر وارد دهمين سال فعاليت خودش شده، نزديك به 200 قطعه با صداي شجريان و ديگر خوانندگان ضبط شده كه هيچ كدام تا كنون در قالب آلبوم موسيقي منتشر نشده‌اند.
فخرالديني در خصوص اجراي اركستر ملي در جشنواره بيست و سوم موسيقي فجر اظهار داشت: برنامه ما در جشنواره شامل قطعاتي از موسيقي ايراني و آذربايجاني خواهد بود كه سالار عقيلي و رشيد وطن دوست ما را در اين كنسرت همراهي خواهند كرد.

اصل خبر از فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 14:31  توسط سروش  | 

کنسرت گروه عارف

کنسرت گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان و آواز حمید‌رضا نوربخش با عنوان "ققنوس" شب گذشته(۰۶/۰۹/۱۳۸۶) در تالار بزرگ کشور برگزار شد.

در این کنسرت، گروه شانزده نفره عارف بر روی صحنه ای که با 16 سرو در پشت سر نوازندگان طراحی شده بود(طرح عباس کیارستمی)، به اجرای قطعاتی از ساخته های مشکاتیان پرداختند.

 پیش‌درآمد ابوعطا، چهار مضراب خسرو شیرین ،چهار مضراب حجاز و تصانیف شکر و شکایت و گون با استفاده از اشعار سایه،حافظ و شفیعی کدکنی از جمله قطعات بخش نخست برنامه در دستگاه شور بود که با تکنوازی بسیار خوب و تکنیکی بهداد بابایی همراه شد.

 قسمت دوم کنسرت با تکنوازی تنبک "نوید افقه" آغاز شد که با توجه به تکنیک و توانایی بالای این نوازنده تنبک ،شروع خوبی برای قطعه ضربی تصنیف بهارا (با شعر سایه) به شمار می رفت.

پس از تصنیف بهارا،قطعه چهار مضراب بیات زند، ساز و آواز، تصنیف کجائید(با شعری از علی‌اکبر دهخدا)تصنیف پنهان چودل با شعری از مولانا و تصنیف ققنوس اجرا شد.

تشویق های گرم و طولانی حاضران اعضای گروه را دوباره به روی صحنه بازکشاند تا آنها سرود ملی ای ایران (ساخته روح الله خالقی) را به همراهی و همخوانی مخاطبان ایستاده اجرا کنند.

اصل خبر از مهر

در همین زمینه :

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 14:37  توسط سروش  |